جمعه, ۱۸ آذر ۱۴۰۱ ۲۰:۴۵
زمان مطالعه: 6 دقیقه

چین، آمریکا و تقلای جدید برای خلیج فارس

چین بزرگترین شریک تجاری عربستان سعودی است و این پادشاهی بزرگترین تامین کننده نفت چین است، بنابراین دیدار و گفتگو برای رهبران آنها عادی است.

قبل از اینکه رئیس جمهور شی جین پینگ حتی پا به خاک عربستان سعودی بگذارد، صحبت از "پا گذاشتن روی انگشتان واشنگتن" و مداخله در "حوزه نفوذ ایالات متحده" وجود داشت.

در واقع، جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده پنج ماه پیش، در جریان سفر خود به ریاض، در نشست سران کشورهای عربی گفت که ایالات متحده از خاورمیانه خارج نخواهد شد تا خلأ عدم حضورش را که چین، روسیه یا ایران پر نکنند. بایدن همچنین سعی کرده به متحدان خود اطمینان دهد که خروج تحقیرآمیز ایالات متحده از افغانستان در سال گذشته در واقع منابع بیشتری را برای اقامت طولانی مدت این کشور در خلیج فارس و منطقه گسترده تر آزاد خواهد کرد.

اما این امر شی یا میزبانانش را از سازماندهی نشست‌های جداگانه با کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس در جریان سفر رئیس‌جمهور چین به ریاض از 7 تا 9 دسامبر، علاوه بر نشست دوجانبه، منصرف نکرده است. برای پاشیدن نمک به زخم، حتی ممکن است اجلاس سران را معتبرتر از آنچه برای بایدن ترتیب داده شده نشان دهند.

چرا؟ خوب، زیرا روابط ایالات متحده و عربستان سعودی، درست مانند روابط ایالات متحده و چین، با وجود تلاش های آمریکا برای حفظ ظاهر تعامل سازنده، تیره شده است.

هم ریاض و هم پکن از فشار واشنگتن به آنها برای گرفتن جانب خود در برابر روسیه در جنگ اوکراین و موعظه حق و نادرستی روش های خود در "نظام بین المللی مبتنی بر قوانین" تحمیل شده توسط غرب خسته شده اند. به نظر می رسد همه اینها آنها را به هم نزدیکتر کرده است.

نسل جوان‌تری از رهبران خلیج‌فارس در حالی که به دنبال استقلال بیشتر از واشنگتن برای تنوع بخشیدن به مشارکت‌های خود در انرژی، فناوری و امنیت هستند، عاملیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. چین یک شریک طبیعی برای آنهاست: به دنبال منابع انرژی و بازارهای قابل اعتماد برای کالاها و خدمات خود است و توسعه و تجارت را بر دموکراسی و حقوق بشر در اولویت قرار می دهد.

برخی، اگر نه بیشتر این رهبران خلیج فارس، با تلاش های بایدن برای احیای توافق هسته ای ایران و سیاسی کردن مسائل حقوق بشر مخالفند. در اوایل سال جاری، شورای همکاری خلیج فارس حتی از سیاست های بحث برانگیز چین در قبال مسلمانان اویغور خود که توسط ایالات متحده و دیگران محکوم شده است، حمایت کرد.

در سال 2021، دولت بایدن، عربستان سعودی را به دلیل سوابق ضعیف حقوق بشری آن و به این دلیل که این کشور می‌توانست از پس نفت و گاز مازاد در بازارهای جهانی بربیاید، سرزنش کرد. کشورهای غربی نیز نسبت به گذار از سوخت های فسیلی به انرژی سبز خوش بین بودند.

اما حمله روسیه به اوکراین در اوایل سال جاری همه اینها را تغییر داده است. ایالات متحده و متحدان اروپایی آن به طور ناگهانی خود را با کمبود نفت و گاز یا قیمت های بالاتر مواجه دیده اند که به بهبود اقتصادی آنها پس از همه گیری آسیب زده است. دریغا که دور شدن از سوخت های فسیلی نیز چالش برانگیز و دشوار خواهد بود.

تلاش بایدن برای راضی کردن سعودی‌ها به امید کاهش قیمت نفت در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده، به‌شدت شکست خورد، زیرا اوپک عملاً به رهبری عربستان سعودی از افزایش تولید نفت خودداری کرد.

دیگر رهبران غربی نیز قدرت خود را امتحان کرده اند و اولاف شولتز صدراعظم آلمان به امید یافتن جایگزینی برای نفت و گاز روسیه به منطقه خلیج فارس رفت. اما چین آنها را شکست داد و ده ها میلیارد دلار قرارداد مناقصه امضا کرد، اگرچه اروپا نیز در حال امضای قراردادهای انرژی با پادشاهی های منطقه است.

با این حال، در حالی که انرژی در تقلای جدید برای خلیج فارس نقش اساسی داشته است، ناامیدی ایالات متحده بیش از قراردادهای صرف نفت و گاز است. برخلاف بازی‌های سرگرم‌کننده و دوستانه گلف، تقلا در خلیج ممکن است وحشیانه و خشمگین باشد.

تلاش دیوانه وار - حتی ناامیدانه بایدن برای تقویت اقتدار رو به زوال ایالات متحده در یکی از مهم ترین حوزه های نفوذ آن، ناشی از ترس از این است که چین مایل و قادر به پر کردن خلاءی است که آمریکا ممکن است در منطقه و فراتر از آن ایجاد کند.

از این گذشته، چرخش ایالات متحده به آسیا برای مهار چین در حال رشد در زمانی رخ داده است که پکن به طور فزاینده ای توجه خود را بر خلیج و خاورمیانه متمرکز کرده است تا تجارت و سرمایه گذاری بیشتری را نسبت به گذشته تضمین کند.

پکن یک پایگاه دریایی در جیبوتی ایجاد کرده، یک ناوگروه در خلیج فارس مستقر کرده و با الجزایر، مصر، امارات متحده عربی و ایران به مشارکت استراتژیک رسیده است. این کشور همچنین رزمایش های دریایی گسترده ای را با روسیه و ایران برگزار کرده است.

برخلاف ایالات متحده با انرژی کافی، چین به منطقه خلیج فارس برای تامین منابع نفت و گاز مورد نیاز خود برای حفظ و تقویت رشد اقتصادی و ماشین نظامی خود و تبدیل شدن به یک قدرت جهانی نیاز دارد.

و این دقیقاً همان چیزی است که واشنگتن را ناراحت می کند. آمریکا به‌عنوان ابرقدرت موجود، دهه‌ها از طریق قدرت نرم یا سخت، از جمله مداخلات نظامی پرهزینه، از زمانی که دکترین کارتر در سال 1980 تصریح کرد که ایالات متحده در صورت لزوم از نیروی نظامی برای دفاع از منافع ملی خود در ایران استفاده می‌کند، بر منطقه خلیج فارس تسلط داشته است.

پس از حذف تیم ایالات متحده از جام جهانی قطر، یک شوخی پرطرفدار در شبکه های اجتماعی نشان می دهد که این سریع ترین خروجی ایالات متحده از خاورمیانه بوده است.

واشنگتن بر اظهار نظر در مورد شکل روابط شورای همکاری خلیج فارس و چین پافشاری خواهد کرد که مطمئناً تنش های دیپلماتیک و حتی ژئوپلیتیکی جدید ایجاد خواهد کرد.

برخلاف اتحاد جماهیر شوروی، چین عمیقاً در سیستم بین‌المللی تحت رهبری غرب ادغام شده است و به دنبال تسلط بر جهان از طریق ایدئولوژی جهانی جایگزین نیست، حتی اگر به عنوان شریکی برابر بر نوشتن اصول نظم جدید جهانی پافشاری کند.

افسوس، تاریخ به ما می گوید که یک قدرت در حال ظهور و یک قدرت مسلط در انتظار یک برخورد پرهزینه هستند. اما تاریخ همچنین به ما می آموزد که از تاریخ درس بگیریم. ببینیم که تطبیق و ادغام بر تبانی و تقابل برتری دارد.

 

کد خبر 12244

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید